آریاآریا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره

آریا

اولین مسافرت آریا

پسرم 18 دی 1391 با مادر جون اینا به مناسبت شهادت امام رضا رفتیم مشهد و این اولین مسافرتت بود .و تو این مسافرت خیلی پسر خوبی بودی و هوای مامانو داشتی . هزار تا بوس به پسر گلم . اینم عکسای گل پسری در راه مشهد : اینجا امامزاده عبدالله گرگانه که نمازمونو اینجا خوندیم و همینجا هم شام خوردیم . اینجا هم دکتر آریا در حال شام خوردنه . اینجام تو هتله که آریا خان مشغول شیطونی کردنه   اینجام نزدیک حرم روز شهادت امام رضا اینم از آریای گوجه خور . پسرم عاشق گوجه اس اینجام تو راه برگشت از مشهد موقع ناهار بود . ...
9 بهمن 1391

اولین قدم های آریا

    عشق مامان راه افتاد نفس مامان راه افتاد پسرم الان چند روزه که راه میری وقتی میخوای راه بری دستاتو می بری بالا و آروم آروم قدم برمی داری مامان خیلی خوشحاله عزیز دلم وبه خاطر داشتن تو خداوند رو شکر میکنه که خداوند یکی از بهترین فرشته هاشو داده به مامان وبابا  مامان آرزو میکنه که روز به روز قدم هات محکم تر بشن و توی زندگیت به بهترین ها برسی که لایق داشتن بهترین ها هستی عاشقتم پسرم .   ...
10 دی 1391

جشن تولد یک سالگی آریا

پسرم 20 آذر 91 یکسالت شد. به خاطر ایام محرم و فوت مادربزرگ ما نتونستیم یه جشن تولد درست و حسابی واست بگیریم .  ولی مامان قول میده سالهای بعدجبران کنه . به خاطر همین یه جشن تولد خیلی کوچولو واست گرفتیم و مهمونای جشن تولدتم مادرجون و پدرجون و خاله جون و دایی جون بودن . و اما خبر جدید واسه دوستامون اینه که پسرم شب تولدش حسابی سورپرایزمون کرد و برای اولین بار چند قدم راه رفت .قربون پسرم برم . اینم از عکسای جشن تولد پسرم :       ...
26 آذر 1391

اولین سال تولد آریا

  میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن به رنجهای زندگی هم دل بست و هم در میان این روزهای شتاب زده عاشقانه تر زیست میلاد تو ، معراج دستهای من است وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم پسر عزیزم تولدت مبارک یکسال پیش تو یه روز بارونی و سرد خداوند یکی از فرشته های قشنگشو داد به ما و حالا این فرشته کوچولو یکساله شده . خدایا به خاطر وجود پسرم هزاران بار شکرت میکنم  . عاشقتم پسرم . پسرم تولدت مبارک                         &nbs...
20 آذر 1391

اولین مروارید پسرم

بالاخره گل پسرم دندون درآورد وای وای اولین دندون پسرم دراومده الهی مامان قربونش بره دیگه تو این روزهای نزدیک به تولدت حسابی سورپرایزمون کردی مامانم. عاشقتم پسرم . مامان خیلی خوشحاله عزیز دلم. ...
13 آذر 1391

آریا در مراسم شیرخوارگان حسینی

روز جمعه (3/9/1391) که مراسم شیرخوارگان حسینی بود منو مادرجون با آریا رفتیم به این مراسم . البته آقا پسر گلم فقط ده دقیقه اولشو بیدار بود و بعدش خوابید . آریا و مادرجون (مامان مامان ندا) .مادرجون مرسی که با منو آریا اومدی . همون اول مراسم آریا خوابش میومد به خاطر همینم پسرم گریه میکرد . فدای اون اشکات بشم . ...
8 آذر 1391

اولین محرم با آریا

کربلا نشان داد که با شکیب در عطشی کوتاه ، میتوان همیشه ی تاریخ را سیراب کرد . . .   پسرم امسال اولین محرمیه که تو در کنار ما هستی . پسرم , پسر مهربونم یادت باشه این ایام خیلی بزرگه و یادت باشه وقتی بزرگ شدی بزرگی و عظمت این ایام رو حفظ کنی . ...
27 آبان 1391

آریا در 11 ماهگی

   پسرم چند روز پیش وارد 11 ماهگیش شد و یواش یواش داریم به یک سالگی پسرم نزدیک میشیم .   پسرم یواش یواش داره واسه خودش مردی میشه الهی قربونش برم .   کارایی که پسرم تو 11 ماهگی انجام میده : گل پسرم هنوز دندون در نیاورده . ( تنبل خان مامان ) هنوز راه نمیره . ( پسرم همه نی نی های همسن تو الان هم راه میرن هم دندون دارن یه کم عجله کن عزیز دلممممممممممم . ) پسری مامان از قبل شیطونتر شده و گاهی مادرجون یه خورده ازش شاکی میشه . ( مامانم و قتی من سرکارم یه خورده رعایت کن . ) گاهی وقتام که میری تو اتاق دایی جون و سیم برق آکواریومشو میکشی و بعد دایی جون این شکلی میشه . وقتی از یه چیزی خوشح...
23 آبان 1391

مادربزرگ

  هنوز صندلی مادربزرگ خالیست کنار شومینه احساس هنوزم باد زوزو میزنه به در خانه خالی از مادربزرگ قصه ها هنوزم آیینه بختش مونده یادگاربروی طاقچه دل هنوزم میخونه قناریش تو قفس تنها هنوز عکسش مونده رو دیوار چهار چوب خالیشو ببین هنوزم باز میکنه شمدانی هایش روی ایوان هنوز چادر نمازش روی رخته بوی عطرش باز پیچیده توی خونه از وقتی که رفته کار نمیکنه ساعت زمونه     آریای عزیزم 6 آبان سال 1391 مادربزرگ مهربونت (مامان بابا محمود) برای همیشه از   پیش ما رفت . دیگه برای همیشه رفت پیش خدا . خدایا این مادر مهربون و صبور رو قرین رحمت   خودت بفرما. ...
14 آبان 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آریا می باشد